
(شرافت مات تشریفات والای علیاکبر) ۲ تعالی شمهای از شأن اعلای علیاکبر معاد پیچش زلفش نماد محشر کبری قیامت جلوهای از قد وبالای علیاکبر **** من مگویم نرو ای ماه برو لیک قدری بر من راه برو **** تجلیهای پیغمبر در این آیینه بیوقفه حرم را میکند محو تماشای علیاکبر هماوردی ندارد شیر حق در جنگ رو در رو هزار الله اکبر کیست همتای علیاکبر نه تنها بهر استقبال از او پیغمبر آمادهاست خدا آغوش وا کرده مهیای علیاکبر (اگر چه حاصل عمر حسین از دست رفت) ۲ اما، به رسم صبر تاب آورد تا پای علیاکبر اگر چه بردن جسمت به عهدهی پدر است حساب کردم و دیدم که کار صد نفر است مرا جراحت پهلوی تو زجرم داد نگاه من به تو اما دلم به پشت در است به غسل مادر خود هم بلند گریه نکردم صدای گریهی من از صدای خنده سر است **** سایهی خواهر من را زن همسایه ندید خیز از جا آبرویم را بخر عمه را از بین نامحرم... حسین...