تصویر حاج محمود کریمی - دعای کمیل (شب سوم)
تبلیغات نوا

دعای کمیل (شب سوم)

[ حاج محمود کریمی ]
عمو عباس تا تو بودی چاره داشتیم 
کی لباس پاره داشتیم 

(شامیا بدن، بابا، بابا، بابا
عمه رو زدن، بابا، بابا، بابا)2 

پدرجان آمدی بی‌پیکری که 
از آن قامت تو تنها یکسری که 

ندارد حال من تعریفی اما 
بمیرم من تو از من بدتری که 

چرا یک جای سالم در سرت نیست 
تو بابا جانشین حیدری که 

نگفتی با خودت با این سر و وضع 
دلیل مردن این دختری که 

مسلمانان تو را آزار دادند 
پدر تو وارث پیغمبری که 

به دست ساربان انگشتری بود 
گمانم بود آن انگشتری که 

همه طول سفر دست خودت بود 
ولی بردند مثل معجری که 

همه طول سفر روی سرم بود 
و می‌پوشاند آن موی سری که 

میان شعله‌های خیمه‌ها سوخت 
ندارم جز حصیری معجری که 

شب و روز عمه می‌گوید رقیه 
کبودی و شبیه مادری که 

پدر موی سر من سوخت اما 
امان از آتش و میخ دری که 

میان شعله‌هایش مادرم سوخت 
همان‌جا بود که بال و پرم سوخت

پربازدید‌ترین‌های مناجات حاج محمود کریمی ادعیه و زیارات(سایر موضوعات)

پربازدید‌ترین‌های مناجات ادعیه و زیارات(سایر موضوعات)

محبوب ترین‌های حاج محمود کریمی

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد