
جوابی خواهم از عرض سلامم که شیرینتر شود امروز کامم در این دیدار این خواندن بهانه است برای بوسه بر دست امامم السلام آقای من آقای مولا دوستها السلام ای جمع عاشق ای تولی دوستها آمدم از شهر کرمان شهر زهرا دوستها تا بگویم چند خط از مدح او با دوستها باغ ما با ذکر یازهرا گلستان میشود نام او را میبریم و پسته خندان میشود فاطمه وقتی تولد یافت ایمان خلق شد نور او تابید خورشید فروزان خلق شد اشک از چشمان او افتاد باران خلق شد سوی خاک ما نظر انداخت ایران خلق شد روز میلاد پر از نورش جنان آمد پدید فاطمه پلکی بهم زد این جهان آمد پدید در پی ماهید اگر امشب زمین را بنگرید بر رکاب عالم هستی نگین را بنگرید در میان بهترینها بهترین را بنگرید سجدهی شکر امیرالمومنین را بنگرید فاطمه چون مادرش پشت و پناه مصطفی است شأن او را بین که دستش بوسهگاه مصطفی است گرچه شیرین است گاهی اعتراف عاشقی کار هر کس نیست در دنیا طواف عاشقی دست پروانه است همواره کلاف عاشقی مدعی دیگر مزن بیهوده لاف عاشقی فاطمه تنها یک عاشق دارد آن هم حیدر است مرتضی تنها یک عاشق دارد آن هم کوثر است فاطمه دنبال رفع بیقراری علی است در نگاهش افضل الاعمال یاری علی است لذتش در زندگانی خانهداریِ علی است بهترین لحظه برایش خواستگاری علی است میرسد دستت به دامان علی با فاطمه سخت دلتنگ نجف هستی بگو یا فاطمه (مَن زار علی ابن ابی طالب فَکَاَنَما مَن زار فاطمه) فاطمه پشت و پناه شیعیان حیدر است چادر او سایهبان مردم این کشور است مکتب زهرای اطهر نور راه رهبر است مکتب زهرای اطهر حاج قاسم پرور است حاج قاسم عبد مولا بود بی حدّ و عدد ذکر او هنگام سختی بود یازهرا مدد مثل امروزی پرید از آشیانه یار ما رفت پشت ابر هجران ماه شام تار ما همچنان میچرخد این اندیشه در افکار ما کدخدای عدهای شد قاتل سردار ما گرچه در بین حواریون یهودا نیز هست گاه مشکل ناشی از کمکاری ما نیز هست آی مردم کاشکی اعضای یک پیکر شویم دور باشیم از جدایی یار یگدریگر شویم از دو قطبیها بپرهیزیم همسنگر شویم کاش مثل حاج قاسم یاور رهبر شویم حاج قاسم را همیشه یار نیکو دیدهایم آنچه را رهبر توقع داشت در او دیدهایم میرسد روزی که سختیهای ما آسان شود با ظهور یار ما هجران او جبران شود بیشتر از هر زمان ایران ما ایران شود بار دیگر مرد میدان راهی میدان شود آرزو دارم که بنشینم دوباره در برش تا بخوانم باز هم این نوحه را در مظهرش **** شهید گمنام سلام خوش اومدی مسافر من خسته نباشی پهلون شهید گمنام سلام پرستوی مهاجر من (صفا دادی به شهرمون)۲ راستی هنوز مادر پیرت تو خونه منتظره چرا اینجا خوابیدی؟ راستی مادر نصفه شبا با گریه از خواب میپره (چرا اینجا خوابیدی؟) ۳ (شهید گمنام شهید گمنام)

قشنگ بود