تاصحن نجف پر زدم

تاصحن نجف پر زدم

[ حاج مجتبی روشن روان ]
(تا صحن نجف پر زدم و
رو خاک شرف سر زدم و) ۲
بر باب علی در زدم و
شَه‌پرِ بالم رو گرفتم

بی‌خود شدم و او شدم و
قطره بودم و جو شدم و
واصل به یَمِ هو شدم و
روزیِ سالم رو گرفتم

از زهرا رخصت ماتم رو گرفتم
از سقا ریشه‌ی پرچم رو گرفتم
از مولا رزق محرم رو گرفتم

(حالا اگه مادر اجازه بده
حالا اگه حیدر اجازه بده) ۲
حالا اگه سقا اجازه بده
حالا اگه امام رضا اجازه بده
صداش می‌زنم: 

حسین حسین... 

****

سر تا به قدم آتیشم و
رخت عزامو می‌پوشم و
تو سیل عزات گم می‌شم و
همسفره‌ی مادر تو می‌شم 

روضه‌هات نگه داشته منو
به خونِ دل آغشته منو
قصه‌ی تنورِ کشته منو

می‌سوزم خاکستر تو می‌شم 
من بی تو گم می‌شم استحاله می‌شم 
دور از تو تو دست غم مچاله می‌شم 
خوبم تا واسه تو گرم ناله می‌شم 

حالا اگه مادر اجازه بده
حالا اگه حیدر اجازه بده
حالا اگه سقا اجازه بده
حالا اگه امام رضا اجازه بده
صداش می‌زنم: 

حسین حسین... 

****


دوست دارم برات گریه کنم
یادِ گریه‌هات گریه کنم
بین نوکرات گریه کنم
ای کهنه غمِ تازه شکفته

از مقرم و محتشمت۲
از پرچم و طبل و علمت
تا روضه‌خونای محرمت
عمق غمتو کسی نگفته

از زخمات چشمه چشمه خون می‌جوشه آقا
جسم تو ذره ذره گل می‌پوشه آقا
تا رو خاک نیزه نیزه زیر و روشه آقا

(حالا اگه حیدر اجازه بده
حالا اگه مادر اجازه بده) ۲
حالا اگه سقا اجازه بده
حالا اگه صاحب الزمان 
مولانا آقا اجازه بده
صداش می‌زنم: 

حسین حسین...

پربازدید‌ترین‌های شور امیرالمؤمنین (ع)(شهادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های امیرالمؤمنین (ع)(شهادت‌ها)

محبوب ترین‌های حاج مجتبی روشن روان

نظرات