
ای که دعوت نامه دادی مستِ این میخانه را... آمدم ساقی بیا پرکن تو این پیمانه را (ساقیا سی شب مقیم مِیکده هستم ولی گر نبینم روی تو برهم زنم مِیخانه را)۲ یا علی و یا علی... روزگارم با غلامی علی سر میشود هرکه را دیدم علی را دیده نوکر میشود بنده زاد بندهای دارد که دارد مثل من چاکری از چاکران کوی حیدر میشود یاعلی و یا علی... طفل خود را بر سر شام نجف آوردهام کودک است امروز در آینده قنبر میشود این زمین خاصیتش این است قیمت میدهد سنگ را اینجا بندازند گوهر میشد یا علی و یا علی...