برگشتم خونه ولی بغلم نیست بچه ام برگشتم خونه ولی بی یار و همدم برگشتم خونه با یه دنیا غم یه کنج خونه دیدم یکی از لباساشو با گریه گفتم زینب ببین قد و بالاشو حتما اگه الان بود باید زبون وا میکرد حتما اگه الان بود منو مادر صدا میکرد آه جگرم آه پسرم برگشتم خونه ولی خیلی بی قرارم برگشتم خونه ولی گهوارشم ندارم برگشتم خونه با حال زارم صدای گریش مونده هنوزم توی گوشم بخوابم نمیدیدم نباشه تو آغوشم هیچ کسی نمیفهمه داغی و که من دیدم هیچ کسی نمیفهمه من مادر چی کشیدم برگشتم هنوز انگاری اسیرم برگشتم خونه ولی تو سایه نمیرم گلوی یه شیرخواره اونقدا مقاوم نیست برای این شیرخواره سه شعبه که لازم نیست حالا که علی رفته خیلی براش دبتنگم (آه جگرم آه پسرم )۳