
منو غلام خونوادهت بدون منو سوا کن برای این جنون نام و نشونم تو گدایی تونه مادرم ای شهیده ی بی نشون اون تقدیری که تو بچینی عشقه این نوکری و تو ببینی عشقه بالای سرم تو بشینی عشقه تویی سایه ی سر هر بیچاره مادر جان به جز عشق تو دل من چی داره مادر جان تو رو دارم دیگه چی می خوام فقط شما می مونی برام یا فاطمه مادر السلام هرکی دچار یک سرانجام شده هرکی شهید نبوده ناکام شده بین شهیدا اونی که از همه فاطمیتر بوده گمنام شده گمنام و فقط خودِ خدا دیده صاف و بیریا به خدا رسیده عشقِ پاکش و فاطمه خریده چقد قصههای قشنگی داره گمنامی چقد غصه رو دلامون میزاره گمنامی یه چیز میخوام الان وقتشه وجود من غرق خواهشه شهادتم اینجوری بشه شهیدای گمنام السلام بچه همه دلخوشیه مادره کی دیده مادر از پسر بگذره شهید گمنامم ببین که هنوز مادر پیرت چشماش به دره قابِ عکسِ تو تو بغل مادر هر روز چشماش و میدوزه به این در تا شاید ازت خبر اومد آخر هنوز اسمِ تو که میاد هی چشماش میباره هنوز ظرف غذا برات تو سفره میذاره تو که خبر داری آی شهید تو رفتی و مادر چی کشید یه روز خوش بعد از تو ندید شهید گمنامم السلام