نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ببین در آینهی جویبار گریهی بید به دور ماه که همه خون دل به ساغرهاست ز چشم ساقیِ غمگین که بوسه خواهد چید امشب در بادههای چشم تو مِیخانه ریختند که این همه به پای تو دیوانه ریختند بسته است تمام آسمانها به علی نسبت دارد خروش دریا به علی از خوف خدا نبود اگر میگفتم لا حول و لا قوّة الّا به علی علی مولا مولا... امشب کبوتران حرم را خبر کنید پایین پای کربوبلا دانه ریختند جبریل آورد تحفهات روز اُحد کای شیر خدا بگیر شمشیر خدا علی مولا مولا... به وصف مرتضی ماندیم در باب خداوندی که مخلوق از کجا میداند آداب خداوندی
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد