ای که در دست خود داری کلید عرش اعلی
حاج محمود کریمیپسندیدن3
بازدید4.5K
ای که در دست خود داری کلید عرش اعلی از ازل سایهات را گستراندی به عالمِ بالا از روز اول عالم در عالم قبله بودی بین هر سینهی آشفته داری حرمِ معلّی ایوان نجف عجب صفایی دارد حیدر بنگر چه بارگاهی دارد با یم فاطمی، دُر سرمدی مَه هاشمی، گلِ احمدی زِ سرادقات محمدی طلعت ظهور و جلالتی تو هماره عالم و آدمی تو امیر سرّ محمدی تو طلوع جلوهی اکبری تو نکیر مَسند سرمدی تو سر ملوک ممالکی تو مُمَجّدی تو مُسَدّدی تو تشکّل از منزّهی تو جوهری و مجرّدی تو مفخّمی تو معظّمی تو مجرّدی تو مؤیّدی تو دلیل خطبه و منبری تو اساس مسجد و معبدی تو به باء بسمل و نقطهای تو حروف و معنی ابجدی چه شهی بوَد که به مُلک خود نبوَد گدای تو یا علی هِله آنکه از درجاتِ تو شده مات، عقل موحّدی زِ چه رو دَم از أنا ربّکم نزنی بزن به دلیلِ این که أنا الحق است و به حقِّ حق ثمر نهالِ تو یا علی هِله مژده دِه به سپاهِ گل زده خیمه در دمن و چمن روش هوا شده رشکِ چین وزش صبا، نفسِ خُتَم شده دشت و دامنِ دلربا زِ پرنده سوسن و یاسمن شده غنچه تازه عروسِ گل شده مرغ مطرب و چنگ زن زِ غریب و شورشِ بلبلان به حریم گل شده انجمن همگی به وصل جمال گل زده عاشقانه دَم از سخن به هجوم حقلهی عارفان به درِ سرای تو یا علی چه شود زِ راه وفا اگر نظری به جانب ما کنی که به کیمیای نظر مگر مسِ قلبِ تیره طلا کنی چمن از رخ تو روایتی شکر از لب تو حکایتی چه شود گهی به عنایتی نظری به سوی گدا کنی