نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

وقتی رفتی بر دامان رویام، شب در خواب در پیچوتاب زلفت ای لیلام، من بیتاب میبینم شد بین دست مولام، رویت قاب ای ارباب ای گوهریاب! ای جام ناب یابن الارباب! مارو دریاب ای ملک الشّباب! ای شه مستطاب ای عالیجناب! علیاکبر حقّ بن حقّی و فی ذات الله ممسوسی سرّاللهی و با اسم اعظم، مأنوسی دیدارت در قاموس شیشگوشه، پابوسی ای ارباب هم تکبیرت هم شمشیرت هر قلبی بود، شد تسخیرت ای دم مستجاب! ای راکب عقاب ای حیدرمآب! علیاکبر مثل پیغمبر از راز توحید، آگاهی لا حول و لا قوّة الّا باللهی بین آغوش شیشگوشهی ثاراللهی ای ارباب تا میشکافی قلب لشکر عالم میگه: حیدر حیدر ای شمس بوتراب! ای تیغ خوشلعاب ای فصل الخطاب! علیاکبر ای گنج زیر آب! ای اصل انتخاب ای فاطمینقاب! علیاکبر ای علویمآب! ای نبویکتاب ای قلب انقلاب! علیاکبر ای تیغ خوشلعاب! ای تیر پر شتاب ای چشمهی ثواب! علیاکبر
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد