نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای یگانه کودک یکتا پرست وی به طفلی مست صهبای الست گر چه شیر مادرت خشکیده است شیر رحمت از لبت جوشیده است غم مخور ای بهترین همراز من غم مخور ای آخرین سرباز من غم مخور ای کودک خاموش من قتلگاهت میشود آغوش من غم مخور ای کودک دُردیکِشم من خودم تیر از گلویت میکشم در حرم زاری مکن از بهر آب چون خجالت میکشم من از رباب میبرم تا آنکه سیرابت کنم با خدنگ حرمله خوابت کنم مخفی از چشم زنان دلپریش میکنم قبر تو را با دست خویش صورتت را میگذارم روی خاک تا ز خاک آید ندای عشق پاک ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد