ای فاتح خیبر! گو یا علی حیدر ای همسر زهرا! ای ساقی کوثر! آقای من هستی مولای من هستی زیباترین ماهِ شبهای من هستی ای مهربانترین پدر من هستی توان بال و پَر من ذکر قنوت هر سحر من یا حیدر، یا حیدر مجنون تو میمونم خندونم و گریونم هر جا باشم میخونم، میخونم جان را به یک اشاره مسخّر کند علی دل را به یک نظاره منوّر کند علی با ذوالفقار حیدری و دست داوری یک لحظه فتح قلعهی خیبر کند علی ابلیس را به بند کشد با اشارهای یک لحظه گر اشاره به قنبر کند علی پروردگار فخر کند بر عبادتش چون بندگی به خالق داور کند علی یا حیدر، یا حیدر... ***** با تو صفا دارم شور و نوا دارم تا با خدا هستم آقا تو را دارم شور و شعف دارم جامی به کف دارم من نوکرت هستم عشق نجف دارم سرمستم و به عشقت اسیرم من عبدم و تو هستی امیرم کربوبلامو از تو میگیرم یا حیدر، یا حیدر امشب نجف مهمونم ای باوفا ممنونم در وصف تو میخونم، میخونم یک لحظه سِیر عالَم اکبر کند علی شب را خرابه با فقرا سر کند علی نَبوَد عجب که خَلق خداوندگار را با یک نگاه خویش ابوذر کند علی سهم عقیل را بر او کان برادر است با سهم یک فقیر برابر کند علی آنان که مست تولّای حیدرند سیرابشان ز چشمهی کوثر کند علی یا حیدر، یا حیدر... ***** ایوون طلا داری صحن و سرا داری تو اون امامی که دست خدا داری آقا فدای تو جون گدای تو چرخ و فلَک باشند در زیر پای تو عکس خدا میونِ چشاته جنّت میونِ صحن و سراته عرش خدا زیر قدماته یا حیدر، یا حیدر دور سرِت پروونهم آخه به تو مدیونم با قدسیان میخونم، میخونم بر کائنات جود مکرّر کند علی افلاک را هَماره مسخّر کند علی اکسیر معرفت طلب از کیمیای او شاید مس وجود تو را زر کند علی رویَد ز شعلههای جهنّم گُل بهشت گر یک نظر ز دور به محشر کند علی امر قضا به حکم خدا در نظام اوست تا در نظام خود چه مقرّر کند علی یا حیدر، یا حیدر...