
الله جلوهی خود در حیدر کشیده بود ترسیم چشم او در عالم پدیده بود ها علیً بشرً کَیفَ بَشَر یعنی این که باید خدا شوی بفهمی علی که بود جان حیدر گو خدا بخوانمت یا که بشر؟ رَبُّهُ فِیهِ تَجَلّی وَ ظَهَرَ تو شجاعت تو مرام و معرفت چقدر رفته به تو شخص قمر حی لایموت، عالم و دلیر من غلام تو حضرت امیر شه بینظیر داور و دبیر حضرت کبیر (مولا مولا، یا اباالحسن)۳ ذکر علی بُود نماز و عبادتم من نوکر توام ببخش این بضاعتم یا غافر الذنوب و یا کاشف الکروب محشر که میرسه نمیدی خجالتم جان، حیدر ره حیدر مقصدش تا به خدا اسدالله خلقت ناب خدا ای به قربان صفات ناب تو در کل جمع همه القاب خدا تحت امر تو عالم وجود توی خلقتم کردهای ورود کاشف الشهود من فلک عمود لایق سجود