
اگه ثمر داشتم - قرص قمر داشتم فدا سر حسین اگه چارتا پسر داشتم همیشه غم داشتم - قامت خم داشتم شرمندهٔ فاطمهام قربونی کم داشتم همیشه غم داشتم - قربونی کم داشتم نگید شبش قمر نداره امالبنین پسر نداره فقط بگید عزیز زهرا / مادر نداره اولادی - و من تحت الخضری به فدای - ابی عبدالله ۳ وقتی بشیر اومد - زینبِ پیر اومد هشتاد و چارتا زن و بچهٔ اسیر اومد قلبمو آزردن - تا مشکو آوردن فهمیدم از صورتاشون خیلی کتک خوردن قلبمو آزردن - دیدم کتک خوردن دیدم قدش خمیده زینب نمیدونم چی دیده زینب میگن که زیر دست و پا بود / امید زینب کاشکی زیر - شمشیرا بودم من به جای - ابی عبدالله به فدای - ابی عبدالله ۲ اولادی - و من تحت الخضری به فدای - ابی عبدالله ۳ خونه خراب میشم - بدجوری آب میشم وقتی که روبرو با چشمای رباب میشم با اینکه غم داره - به روم نمیاره تقصیر عباس منه نداره شیرخواره یه دنیا غم داره - نداره شیرخواره سکینه گفت عمو که جون داد خجالتش نرفته از یاد هر جا می دید من و رباب رو / از نی می افتاد روز و شب - میخونم از داغِ کربلای - ابی عبدالله ۳ اولادی - و من تحت الخضری به فدای - ابی عبدالله منبع:موسسه ادبیات آیینی بیپلاک