میگن که دستاتو بریدن یا اینکه فرقتو دریدن گلامو از رو شاخه چیدن - باورم نمیشه اونا که اهل کینه هستن همونا که حرمت شکستن دستای زینبم رو بستن - باورم نمیشه باورم نمیشه / توو علقمه غوغا شد باورم نمیشه / قد ِحسینم تا شد باورم نمیشه / که زینبم تنها شد ۲ با گریه و با غصه همنشینم "از این به بعد من اُمّ بیبَنینم" ۲ من اُمّ بیبَنینم ... میگن رقیه رفت اسارت به زینبم شده جسارت گهواره رو بردن به غارت - باورم نمیشه میگن سرا به نیزهها شد قیامتی توو کربلا شد سر حسین من جدا شد - باورم نمیشه باورم نمیشه / زینب شده آواره باورم نمیشه / که پیر شده یکباره باورم نمیشه / خیالشم دشواره 2 ام الادب من مادر حزینم "از این به بعد من اُمّ بیبَنینم" ۲ من اُمّ بیبَنینم ... میگن که خیمه شو سوزوندن رو خاکا بچه شو کشوندن پیاده حتی میدووندن - باورم نمیشه میگن تا رفتی سمت گودال دیدی تنی که شد لگدمال شبیه زهرا رفتی از حال - باورم نمیشه باورم نمیشه / اینا چقد نامردن باورم نمیشه / چقد تو رو آزردن باورم نمیشه/ بی احترامت کردن ۲ من مونس امیر مومنینم "از این به بعد من اُمّ بیبَنینم" ۲ من اُمّ بیبَنینم منبع: موسسه ادبیات آیینی بیپلاک