میگن که دستاتو بریدن

میگن که دستاتو بریدن

[ هاشم محمدی آرا(بی‌پلاک) ]
میگن که دستاتو بریدن
یا اینکه فرقتو دریدن
گلامو از رو شاخه چیدن - باورم نمی‌شه

اونا که اهل کینه هستن
همونا که حرمت شکستن
دستای زینبم رو بستن - باورم نمی‌شه

باورم نمی‌شه / توو علقمه غوغا شد
باورم نمی‌شه / قد ِحسینم تا شد
باورم نمی‌شه / که زینبم تنها شد ۲

با‌ گریه و با غصه همنشینم
"از این به بعد من اُمّ بی‌بَنینم" ۲
من اُمّ بی‌بَنینم ...


میگن رقیه رفت اسارت
به زینبم شده جسارت
گهواره رو بردن به غارت - باورم نمی‌شه

میگن سرا به نیزه‌ها شد
قیامتی توو کربلا شد
سر حسین من جدا شد - باورم نمی‌شه

باورم نمی‌شه / زینب شده آواره
باورم نمی‌شه / که پیر شده یکباره
باورم نمی‌شه / خیالشم دشواره 2

ام الادب من مادر حزینم
"از این به بعد من اُمّ بی‌بَنینم" ۲
من اُمّ بی‌بَنینم ...

میگن که خیمه شو سوزوندن
رو خاکا بچه شو کشوندن
پیاده حتی میدووندن - باورم نمی‌شه

میگن تا رفتی سمت گودال
دیدی تنی که شد لگدمال
شبیه زهرا رفتی از حال - باورم نمی‌شه

باورم نمی‌شه / اینا چقد نامردن
باورم نمی‌شه / چقد تو رو آزردن
باورم نمی‌شه/ بی احترامت کردن ۲

من مونس امیر مومنینم
"از این به بعد من اُمّ بی‌بَنینم" ۲
من اُمّ بی‌بَنینم 

منبع: موسسه ادبیات آیینی بی‌پلاک

نظرات