
یه روز دلم گرفته بود مثل روزای بارونی از اون روزایی که خودت حال و هواشو میدونی چه حالی داشتم که نگو چه حالی داشتم که نپرس یه تیکه از روحمو من یه جا گذاشتم که نپرس اون ذوقی که میگردمو دوباره پیدا میکنم هرجای دنیا که باشه بهشتِ زیبا میکنم یه روز میرم به کربلا هستیمو میریزم به پاش با یک دلِ شکسته و رنگ همون چشمِ سیاش میونِ بینالحرمین مستِ تماشا میمونم رو به کجا سجده کنم نمیدونم نمیدونم حسین ثارالله(۲)