یادم نمیره باغمت خاطره‌هامو

یادم نمیره باغمت خاطره‌هامو

[ مجتبی رمضانی ]
یادم نمیره با غمت خاطره‌هامو 
یادم نمیره سفرای کربلامو 
یادم نمیره گریه‌ی بچگیامو 
یادم نمیره اشکای چشم بابامو 

حالمو رو براه کن، دستام بگیر بازم 
تا خودمو از چشم مادر تو نندازم
اگه نگام کنی با اشک روضه‌هات آقا 
دنیایی که خودم خراب کردمو می‌سازم 

تو شبیه من که نیستی من که اینقدر بدم 
تو همون امام حسینی اما من عوض شدم 
تویی اون که حر بیاد بهش میگی خوش آمدی 
(منو هم بغل بگیر که دل شکسته آمدم) ۲

(امام حسین)

(کاشکی بذارم روی پات آقا سرم رو) ۲
پیش تو باشم نفس‌های آخرم رو
دلم می‌خواد روزیم‌ بشه تا که بتونم‌
(امسال بیارم کربلا من مادرم رو) ۲

خیلی دلم گرفته یک عالمه غم دارم 
آخ چقدر حرف نگفته با حرم دارم 
حالم اصلاً خوب نیست حس می‌کنم آشوبم 
(یه کربلا تو زندگیم این روزا کم دارم) ۲

جز مسیر روضه‌هات بیا و پامو پس بکش 
روی سر من به جون مادرت یه دست بکش 
نفسم گرفته و بهم هوا نمی‌رسه 
ببرم به کربلا بگو حالا نفس بکش

نظرات