کارهمه رو راه انداختی کارمنم راه بنداز

کارهمه رو راه انداختی کارمنم راه بنداز

[ مجتبی رمضانی ]
کار همه رو راه انداختی
کار منم راه بنداز

به دلم یه نگاه بنداز
من ته چاه گیر افتادم
یه طنابی تو چاه بنداز

یا نورً فی ظلمات، کشتی نجات
من نوکرتم همون که می‌میره برات

یا نورً فی ظلمات، قربون چشمات
کاش کرب و بلا بودم و می‌مُردم برات

بدون عشقت همه چی باطله
این که منم خریدی کار دله

جوری می‌گم گوش همه بشنوه
کار فقط دست ابوفاضله

دل همه رو آروم کردی
دل منم آروم کن

با عابست هم سوم کن
می‌بینی بلاتکلیفم
تکیفم رو معلوم کن

می‌شه منم بخری، گوشه نظری
روی سر من بکش، یه دست پدری

مثل روزای قدیم آقای کریم
یه کاری کن برای این حال وخیم

من رو به دوری نده عادتم
یه شب قدم بذار تو خلوتم

مریضه عشقتم امام حسین
می‌شه یه بار بیای عیادتم

نظرات