نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

کِشون کِشون بُردن علی رو از خونه تو کوچهها چی شد کسی نمیدونه خونه رو به آتیش کشوندن فاطمه رو بعدش سوزوندن با هر چی میشد اومدن (وایِ من) 3 جلو چش علی زدن (وایِ من) 3 حبیبهی حیدر تو دردسر افتاد مادر ما افتاد همین که در افتاد میخ در و پهلوی زهرا مغیره و بازوی زهرا چهل تا نامرد و یه زن (وایِ من) 3 جلو چش علی زدن (وایِ من) 3 یه روزه خوش والله ندیدن این سادات زینب کجا و شام، دروازهی ساعات قافله رو هرجا میبُردن از وسط مردا میبُردن با دست پر اومدن (وایِ من) 3 دخترا رو خیلی زدن (وایِ من) 3
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد