
کشتی صبر و ناخدا یا حسن ذکر جنون عاشقا یا حسن وقتی مردونه به میدون میری فاطمه میگه مرحبا یا حسن بچهشیر مرتضی، دلبر بدرالدجا ای امام و رهبرم پادشاه کربلا ای خداوند کرم، دست لطفت بر سرم کوریِ چشم عدو، در دلم داری حرم مولانا حسن مولانا حسن... نام علیه ذکر پیغمبرم خراب جام ساقیِ کوثرم تو زندگیم هر موقع خوردم زمین گفته بگو علی مدد مادرم مبتلای حیدرم خاک پای حیدرم پادشاه عالمم من گدای حیدرم