تصویر کربلایی نریمان پناهی - وصیّت مادرمون بود

وصیّت مادرمون بود

[ کربلایی نریمان پناهی ]
  • 4.7K
  • 11
  • 0
وصیّت مادرمون بود
نیمه‌شبا یه ظرف آب پیشت بذارم
افتاده بودی توی گودال
حتّی نشد یه قطره آب برات بیارم

نشد بپرسم از تو آرزوی مادر چی می‌شه؟
قصّه‌ی ظرف آب و آبروی خواهر چی می‌شه؟
تکلیف من با لب خشک و نیزه و سر چی می‌شه؟

شرمنده هستم ای شاه بی سر
در کنج گودال غَش کرده مادر

سالار زینب...

*****

امانت مادرمون بود
این پیرُهن رو دوخته زهرا با دستاش
می‌دوختِش و با گریه می‌گفت:
الهی مادرش بشه فدای زخماش

مادرمون همه‌ش می‌گفت برادرم بی کفنه
حالا داری می‌ری و من دلم داره شور می‌زنه
انگار که دشمن تُو فکر غارت پیرُهنه

ترسم از اینه بی پیرُهن شی
در بوریایی آخر کفن شی

سالار زینب...

*****

دلشوره‌ی زینبت اینه
که ساربان انگشترو دستت ببینه
همه‌ش می‌ترسم توی گودال
یه بی‌حیا بیاد و رُو سینه‌ت بشینه

داری می‌ری، به کی می‌خوای بسپری این خواهرتو؟!
پس لااقل بذار منم ببوسم اون حنجرتو
می‌دونم آخرم روی نیزه می‌بینم سرتو

آهسته‌تر ای سامونِ زینب
باشه تُو خیمه می‌مونه زینب

سالار زینب...

پربازدید‌ترین‌های تک کربلایی نریمان پناهی امام حسین (ع)(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های تک امام حسین (ع)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های امام حسین (ع)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های کربلایی نریمان پناهی

نواها‌یی با همین ‌شعر

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد