نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

نشسته پدری بر سر خاک پسر(۲) گرفته به بَرَش سینهی چاک پسر ز بغضی لبالب به وسعت صحرا که میرسد بر مشام او، عطر مادرش زهرا ای آرامش من! بشنو خواهش من! برخیز و بیا تا نزدیکِ دل خیمهها تا به خِیَم آمد خبر تو! بیکس و مضطر شد پدر تو! قاتل من شد زخم سر تو علی! یا علی اکبر.... فدای تو پدر جان ناقابل من!(۲) شده قاتل تو! خندهی قاتل من پدر جان! بمان در پناه ربُ الناس خدا برایت نگه بدارد، عموی من عباس! چشم ناامیدت، گیسوی سپیدت این قد خمیدهات، من را از تو شرمنده کرد تشنهتر از صحرا شده کامم وعدهی ما باشد به قیامت عزیز زهرا سرت سلامت پدر! تا به خِیم آمد، خبر تو! بیکس و مضطر شد پدر تو! قاتل من شد زخم سر تو علی! یا علی اکبر.... ببین مادر تو! موپریشان بکند خدا داغ تو را، بر من آسان بکند دوباره به این نیمِ جان بگو بابا! دوباره برخیز و روبرویم اذان بگو بابا(۲) دست چارهسازت، چشم نیمبازت(۲) آقا یه حجازت از یادم نرفته علی یاد جمال شبه رسولات یاد خصال شبه بتولات حق کند از این خسته قبولت علی! تا به خِیم آمد خبر تو! بیکس و مضطر شد پدر تو!
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد