نظرات
1 نظر ثبت شده

کاربر ناشناس کاربر
عالی بود
۳۰ بهمن ۱۴۰۱

مولا علی شیر عرب ... ای صاحب تیغ دو لب ... داده خداوندش لقب ... لا فتی الا در مقامش ... غراترین صاحب سخن ... مرکب نشین ، ای صف شکن ... استاد جنگ تن به تن ... ذوالفقارو زده حق به نامش ... حریف می طلبد تا بفهمند عرب یل دارد ... رقیب می طلبد عادتش بوده ، از اول دارد ... عجیب می طلبد مرحبی را که چه هیکل دارد ... اسدالله ، برو کار تو ایول دارد ... امیر میدان ، شیر لا فراری ... امیر و فرمانده ی هر پیکاری ... امیری ، عمارت در نجف داری ... امیر شاهان ، حیدر کراری ... علی یا حیدر ... ***** مولا علی یعنی شعف ... ای امپراطور نجف ... هفت آسمان دارد به کف ... یا امین الله فی الارضه ... بی واهمه در کار و زار ... دارد تبحر در شکار ... وحی آمده بر این وقار ... و اذا زلزلت الارض ... زمین می لرزه ... لشکری سمت خطر می آید ... و شیر با جذبه سمت دروازه و در می آید ... و تیغ از قبضه همچو رعد و برق در می آید ... قصه ی معرکه این گونه به سر می آید ... به سر می آید ، سر به سر می ریزد ... به هر ضربه ، ضربه که سر می ریزد ... برای خیبر دردسر می ریزد ... تمام قلعه روی در می ریزد ... حیدر ، حیدر ...
1 نظر ثبت شده

عالی بود