نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

منکه آخر جنونم از ته دلم میخونم شبا بعد روضههامون خودمو حرم میرسونم فرقی نداره کی باشه وقتی پر دردم پای پیاده دور حرم میگردم من به دیدن گلدسته عادت کردم من که مشهدو دیدم، مگه میتونم برم مدینه صحن و گنبدو دیدم، مگه میتونم برم مدینه مدینه صحن گوهرشاد نداره، امام حسن (ع) پنجره فولاد نداره 2 واویلا از غریبی واویلا از غریبی *** نه روضه نه روضهخونه، نه ایوون نه سایهبونه مادر ساقی پا قبرش، نیست یه دونه سقاخونه کربلا مشهد، با اونجا فرقشون زیاده بقیع نداره، حتی یه گلدستۀ ساده نه باب قبله، نه اونجا بابالجواده منکه کربلارفتم، مگه میتونم برم مدینه زیر قبه راه رفتم مگه میتونم برم مدینه 2 مدینه، گریهمون آهسته میشه خیلی زود، درای بقیع بسته میشه مدینه صحن گوهرشاد نداره، امام حسن (ع) پنجره فولاد نداره 2 واویلا از غریبی واویلا از غریبی *** مدینه داغ بیحسابه، شهرِ گنبدای خرابه مادری از درد پهلو، شبا نمیتونه بخوابه انگار میبینی، هنوز طنابی دور دسته میرن و میان، یه عده از درِ شکسته و ازدحامه، هیزم به دستا راهو بسته مادر که بچهش رفته، نمیتونه خیلی تاب بیاره با پهلوی آزرده، برای حُسینش آب بیاره 2 زینبه، شبیه آسمون میباره شنیده، حسینشون کفن نداره2 مدینه صحن گوهرشاد نداره، امام حسن (ع) پنجره فولاد نداره 2 واویلا از غریبی واویلا از غریبی ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد