
منوّر شده زندگیم، اومد دلیل بندگیم گداها رو بگو بیان، به دنیا اومده کریم کریم ابنُ الکریم، صراطُ المستقیم براش با عشق و شور میخونم از قدیم مرا که بیقرار میکند حسن به جرعهای خمار میکند حسن دلِ مرا حسین میبَرد ولی شکار را شکار میکند حسن مَلک به لوح سرنوشت با خطّی از طلا نوشت حسن سَرور و رهبر همه جوونای بهشت حسن اصل اصول، حسن مُهر قبول حسن جانِ علی، حسن سبطِ رسول رسول جز حسین پارهی تنش به کیست افتخار میکند حسن خدا تو خالق کرامتی ولی بیا ببین چهکار میکند حسن خبر بدید به عالمین رسیده نور نیّرین شب زیارتی بگو حسن عشقِ امام حسین حسن صبر و ثبات، حسن نور صراط بگن گرفتارا، حسن رمز نجات حسین و کَشتیاش تو راست منتهی مرا اگر سوار میکند حسن ضریح سینه را اگر طلا حسین ولی پُر از عیار میکند حسن