
مادرم اسمتو خوند تو گوشم شال مشکیتو گذاشت رو دوشم گفت برای روضهی امام حسین فرش زیر پامو هم میفروشم من پر علم و میبوسم تربت حرم و میبوسم دست مادرمو میبوسم از آخرین زیارتم چقدر گذشته دست رو دلم بزار حسین دلم شکسته تموم دلخوشی من فقط همین بود قرارمون حرم غروب اربعین بود