بیقرار کربلا
حسین طاهریپسندیدن200+
بازدید72.9K
(بیقرارِ کربلا اونه که پناهی جز خودت نداره کربلا دوسْت داره پاشو تُو خاک تو بذاره کربلا دوسْت داره همه رفیقاشو بیاره کربلا) ۲ (عشق حسین، جون حسین محور رفاقتامونه حسین) ۲ چه تا الان، چه از قدیم (ما تُو هیئتا با هم رفیق شدیم) ۲ (قرار ما از اون قدیمه، کربلا زندگیمونو کرده بیمه، کربلا) ۲ حرف سفر وقتی که میشه، میدونی من انتخاب اوّلیمه، کربلا کربلا... (این دل تنگم، غصهها دارد گوئیا میلِ، کربلا دارد) ***** بی قرار کربلا اونه که مثل ابر بهار بباره کربلا به همین زودیِ زود میآد دوباره کربلا دوسْت داره همه عزیزاشو بیاره کربلا (با پدرم، با مادرم کربلا میام قربونت برم) ۲ دخترمو با پسرم (میگیرم تُو بغلم میام حرم) ۲ عجب دلانگیزه نسیمِ، کربلا مست میشم من از شمیمِ، کربلا اگر که زنده باشم امسال، اربعین قرار خانوادگیمه، کربلا کربلا... (این دل تنگم، غصهها دارد گوئیا میلِ، کربلا دارد)