نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(مادرم پیراهن مشکی برایم دوخته)۲ (با تو بودن را به من از کودکی آموخته)۲ (چشم وا کردم از اول گفت: این مالِ حسین)۲ (نوکرت جز را به بزم روضهات نفروخته)۲ هر کجا نامِ تو آمد، گریه کرد، اما ببین بیشتر با گریههای من برایت سوخته مادرِ من مادرت را دوست دارد، اشک را مادرت زهرا برایم از ازل اندوخته کاش روشن تر کنی در لحظههای آخرم آتشی را که غمت در سینهام افروخته سوختم با روضههایت چون شنیدم سوختی (زِ آتش تیری که اصغر را به دستت دوخته)۲ یا اباعبدالله حسین اباعبدالله...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد