عصمت علوی استقامت علوی

عصمت علوی استقامت علوی

[ محمد اسداللهی ]
عصمت علوی، استقامت علوی
یا عقلیه تو شکوهِ نجابت علوی

خطبه می‌خونی و چه قیامتی می‌کنی
میری میدون و ذوالفقارو غیرتی می‌کنی

همون اول تو فکر فتح شام بودی
شبیه مولا همه چی تمام بودی
قبل از زین‌العابدین تا دَمِ خیمه
چند دقیقه شما هم امام بودی

باوقاری عقیله، موندگاری عقیله
خداقوّت هوای حسینو داری عقیله
افتخاری عقیله، شاهکاری عقیله
آب‌دیده‌تر از تیغِ ذوالفقاری عقیله

سیّده زینب... 

حرفتون عمله سرباز نگات اجله
همه در حیرتن که این‌جا شامه یا جَمَله

می‌گیری عَلَمو با دست امام حسنی
میری منبر که علمدارِ لشکرو بزنی

همه دیدن یزیدو که چه‌جور لرزید
تن ملعون معاویه تو گور لرزید
نه فقط که تن اهل قبور لزرید
ستونای کاخش از این غرور لرزید

نبض محور جنگی، صدتا لشکر جنگی
بستی شال علی یعنی بستی معجرِ جنگی
منبری که تو میری می‌شه منبرِ جنگی
برو به هدف بزن که تیر آخرِ جنگی

نظرات