نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

یا رب گناهکارم و آلودهدامنم تو چارهساز و از همه بیچارهتر منم مأیوس از عنایت و لطف تو نیستم با این همه گناه که باشد به گردنم صدبار توبه کردم و توبه شکستم این بار توبه کردم از این توبه کردنم شیطان هَماره دشمن من، تو همیشه دوست من دوست را نهاده به دنبال دشمنم بگذشت عمر و برزخ من میشود شروع از لحظهای که روح جدا گردد از تنم ای مرگ مهلتی که در این تنگنایِ وقت دستِ دعا به دامن آلِ عَبا زنم خواهی اگر گناه مرا بر رُخَم کِشی بهتر که خویش را به جهنّم بیفکنم من و حرمله پشت قافله تو به روی نی گرمِ نافله من و سلسله، من و آبله تو به روی نی گرمِ نافله آن شب که من از ناقه افتادم و غش کردم بابا تو کجا بودی از ما تو جدا بودی آن شب که تو از ناقه افتادی و غش کردی من بر سر نی بودم کی از جدا تو بودم عمه بیا گمشده پیدا شده کنج خرابه شب یلدا شده بس که دویدم عقب قافله پای من از رَه شده پر آبله پدر فدای سر نورانیت سنگِ جفا که زد به پیشانیت
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد