نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

گِردِ حرم دویدهام صفا مَروه دیدهام هیچ کجا برای من کرب و بلا نمیشود زینتِ دوشِ نبی روی زمین جای تو نیست خار و خاشاکِ زمین منزل و مأوای نو نیست خاک عالم به سرم یا خاک ماتم به سرم کز اثر تیر و سَنان جای یک بوسهی من در همه اعضای تو نیست ما از تو به غیر از تو نداریم تمنا حلوا به کسی دِه محبت نچشیده ای نور قدیم کردگاری ای تازهتر از گل بهاری گل با همه حُسن پیشِ رویت خاری بود از جمال، عاری خاموش حِسان که خود شَهِ دین داند رَه و رسم بندهداری گر خلق تو را از در خود جمله براند آنکس که پناهت بدهد باز حسین است از مردم دنیا مَطَلب حاجت خود را درخواست از او کن که سببسازِ حسین است سرزنده منم منم که به هنگام مَمات نوشبدهام از شما آب حیات در چهرهی چهارده علی نورِ سلام بر چشم چهارده محمد صلوات (شب تار همه عاشقا شده سحر)
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد