
زینب اله العاشقین، زینب اله العارفین بنت امیرالمؤمنین، بر چوب محمل زد جبین عشق یل ام البنین، از هجر دل بر دل غمین بر چوب محمل زد جبین گر زبانم را ببرند، با دلم میگویم حسین وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ، أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ صحرا شده دریای خون الفبای جنون، حاء، سین، یاء، نون حسین، حسین، حسین