تصویر حسین طاهری - زَرق و برق سفره‌ی شاهانه می‌خواهم چه‌کار؟

زَرق و برق سفره‌ی شاهانه می‌خواهم چه‌کار؟

[ حسین طاهری ]
  • 3.6K
  • 10
  • 0
زَرق و برق سفره‌ی شاهانه می‌خواهم چه‌کار؟ 
اشک چشمم هست، آب و دانه می‌خواهم چه‌کار؟ 

اوّلین شرطِ سلوکِ عاشقی، آوارگی‌ست
از ازَل دربه‌درم، کاشانه می‌خواهم چه‌کار؟ 

چشم‌های من که با خوابِ سحر بیگانه‌اند
قصّه‌ی شمع و گُل و پروانه می‌خواهم چه‌کار؟ 

گیسوی آشفته‌ام دارد نشان از عاشقی
زلفِ خود بَر باد دادم، شانه می‌خواهم چه‌کار؟ 

من خرابِ باده نه، بلکه خرابِ ساقی‌ام
در غیابِ حضرتش مِیخانه می‌خواهم چه‌کار؟ 

آن‌قدَر دیوانه‌ام امشب که از فرطِ جنون
از قدَح سر می‌کِشم، پیمانه می‌خواهم چه‌کار؟ 

مست کرده شهر را عطرِ خوشِ پیراهنش
انبیاء و اولیاء چشم‌انتظارِ دیدنش

*****

مرتضیٰ با دستِ خود آیینه، قرآن می‌بَرد
فاطمه گهواره را در زیرِ ایوان می‌بَرد

شور و شادیِ طلوع آفتابِ هاشمی
غصّه و غم را ز دل‌های پریشان می‌بَرد

با دو تا خورشید روی گونه‌هایش دیدنی‌ست
آبرویی را که از ماهِ فروزان می‌بَرد

جامه‌اش را انبیاء در باغ جَنّت دوختند
حور عبا، عمّامه‌اش را نیز غِلمان می‌بَرد

بوسه بر قُنداقه‌اش عیسی ابنِ مریم می‌زند
مرهم از خاکِ رَهَش موسَی ابنِ عمران می‌بَرد

با وجود یوسفِ زهرا یقیناً بعد از این
یوسفِ کنعانیان زیره به کرمان می‌بَرد

افتخاری شد نصیبِ قومِ سلمان بی‌گمان
مادرش دارد عروس از خاک ایران می‌بَرد

سفره‌ی سوری پیمبر با علی انداخته
هر کسی که می‌رسد، رزقِ فراوان می‌بَرد

هر که هر چه هدیه آورده به یُمنِ مَقدمش
با دعای فاطمه دارد دو چندان می‌بَرد

حاتمِ طایی برای شام، خود سر می‌رسد
از میانِ سفره‌ی آقای ما نان می‌بَرد

بی‌قرارم مثل آن موری که روی دوشِ خود
تکّه‌ای رانِ ملخ نزد سلیمان می‌بَرد

خلق می‌خوانند کشتیِ نجاتِ عالَم است
هر چه که بنویسم از خوبیِ این آقا کم است

*****

در زمین و آسمان‌ها صحبتِ آقای ماست
نوبتی باشد اگر هم، نوبتِ آقای ماست

مادر از آغوشِ خود او را زمین نگذاشته
حضرت زهرا خودش در خدمتِ آقای ماست

رَحمَةُ الله است مثل رَحمَةٌ لِلعالَمین
خُلق و خوی مصطفیٰ در سیرتِ آقای ماست

در شجاعت، در شهامت رونوشتِ حیدر است
لشکری محوِ وقار و شوکتِ آقای ماست

فُطرسِ بی بال و پَر هم به امیدی آمده
پشتِ در چشم‌انتظارِ رأفتِ آقای ماست

روز میلادش جهنّم را خدا خاموش کرد
این ترحّم، این تفضّل بابتِ آقای ماست

ارمنی‌ها و کلیمی‌ها به او دل داده‌اند
دلبری از هر کسی خاصیّتِ آقای ماست

نامِ صاحب‌خانه را بر دربِ خانه حک کنند
جنّتی باشد اگر هم جنّتِ آقای ماست

بهتر از این‌که دوای دردِ ما را می‌دهد؟ 
بهتر از این‌که شفا در تُربتِ آقای ماست؟ 

لقمه‌های نانش از این رُو به آن رُو می‌کند
چه اثرها در غذای هیئتِ آقای ماست

پیش پایمان همیشه این و آن پا می‌شوند
این‌همه ارج و مقام از برکتِ آقای ماست

ما بَدی هم که کنیم، او باز خوبی می‌کند
باز خوبی می‌کند، این خصلتِ آقای ماست

آن‌که کارش از طفولیّت فقط بخشیدن است
شافعِ فردای محشر، حضرتِ آقای ماست

می‌کِشد پای مرا آخر به سوی کربلا
بَر مشامم می‌رسد هر لحظه بوی کربلا

*****

بَر مشامم می‌رسد عطری که خیلی آشناست 
آری! آری! به گمانم عطرِ سیب کربلاست

از عراق و غزّه و بحرین اگر که بگذریم
کربلای دیگری در خاکِ سوریه به‌پاست

قتلگاهِ دیگری آن‌جا تدارک دیده‌اند
شاهدِ این ادّعا سرهای روی نیزه‌هاست

باز هم دردِ اسارت، باز هم مظلومیّت
ریسمان‌هایی به دستِ بچّه‌های مرتضاست

چه پسرهایی که از دیروز بی بابا شدند
چه پدرهایی که روی دوششان شالِ عزاست

به تمامِ خیره‌سَرهای زمین فهمانده‌ام
هم دمشق از آنِ ما، هم زینبیّه مالِ ماست

"کُلُّنا عبّاسُکَ" تنها به این معناست که
شیعه‌ی حیدر شهیدِ راهِ ناموسِ خداست

با دعای فاطمه شیعه حسینی‌مذهب است
نوکرِ ارباب قطعاً پیش‌مرگِ زینب است

*****

(حسین آرام جانم
حسین روح و روانم)

پربازدید‌ترین‌های شعر مدح امام حسین (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های امام حسین (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب ترین‌های حسین طاهری

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد