روز محشر کار ما با فاطمه‌است

روز محشر کار ما با فاطمه‌است

[ حاج مهدی سلحشور ]
روز محشر کار ما با فاطمه‌است
نقش پیشانیمان یا فاطمه‌است 

خوشا به حال شکوهِ مدافعان حرم
که سربلند می‌آیند یک به یک بی‌سر 

به دودمانِ سیاهی بگو که می‌باشد 
تمامِ مردم ایران سپاهِ یک لشکر 

به احترام کسی ایستاده‌ایم اینک 
‌که رستخیز به پا کرده در دلِ کشور

نفس‌نفس همه‌ی عمر مالکِ دل بود
کسی که بود به هنگامه مالکِ اشتر

چگونه است که ما کشته داده‌ایم امّا
به دست و پا زدن افتاده دشمنِ مضطر؟

جهان به واهمه افتاد از آن سلیمانی
که مانده است به دستش هنوز انگشتر 

بدونِ دست علَم می‌برد چنان سقّا
بدونِ تیغ به پا کرده محشری دیگر

تمام زندگی تو ورق‌ورق روضه‌است
کدام مرثیه‌ات را بیان کنم آخر؟

بگذارید کنار بدنش گریه کنم 
بر دل زخمی و غرقِ منش گریه کنم

تا که سر داشت نشد خونِ سرش پاک کنم
بگذارید چنان زخمِ تنش گریه کنم 

ساربانان مَزنیدم به خدا خواهم رفت 
اندکی صبر، کنار بدنش گریه کنم

نظرات