ذکر رو سفیدا، امید ناامیدا لطف مادریتو، دیدن همه شهیدا هرجا حس میکردن، که نیست راه چاره (لطف تو نشون داد، کاری نشد نداره) ٢ آره نشد نداره بارون رحمتش میباره بالاخره حضرت زهرا به منم محل میذاره آره نشد نداره با چادری که پر غباره غبار و از دلم میگیره فاطمه با یک اشاره ای مادرِ شهدا،(یه نگاه بنداز به بَدا)٣... بانوی بهشتی، تقدیرمو نوشتی شهادت ای شهادت، بهبه چه سرنوشتی بَده برای نوکر، شهید نشه بمیره چه خوبه که مادرم، دست منو بگیره فاطمه نمیذاره لحظهی آخرم قراره بیاد کنارمو سرِ منو روی پاهاش بذاره فاطمه نمیذاره ناامید بشم دوباره بالاخره حضرت زهرا به منم محل میذاره ای مادرِ شهدا،(یه نگاه بنداز به بَدا)٣ ...