خدا رو شکر که مادرمی، خدا رو شکر که هستی از مِهر مادر و پدر و به روی من نبستی هرجا که غم زد آتیشم سمت خودت راهی میشم با یادت ای مادر آرومم بهخدا روی لبم یک زمزمهست ذکرم فقط یا فاطمهست با ذکرت از غمها آزادم همه جا مادر با یاد تو یه دنیا آرامش دارم اما ازت خواهش دارم، نذار به بیراهه برسم حرز یا فاطمه همیشه همراه منه این ذکر دلخواه منه، به اسم تو بنده نفسم مادرم فاطمه... **** بَدم ولی تو مادری کن منو به هیشکی نسپار منو به خاطر حسنت با نوکرات نگهدار تو با منی من غافلم حس میکنم ناقابلم آشوبم، آشوبم، آشوبم بهخدا لطفت زیاد و بیحده با اینکه این بچهت بَده محتاجم، محتاجم، محتاجم بهخدا من بد هستم ولی تو رود اشکامو ببین تو نوکریهامو ببین مگه نه اینکه مادرمی از تو این هیئتا، این نوکرو بیرون نکن دلم رو اینجور خون نکن تو سایهی روی سرمی مادرم فاطمه... **** تو سفره میندازی و ما همیشه زیر دِینیم اینجوری حسّمون اینه که برادر حسینیم ماها کجا، دلبند تو؟ ما نوکر فرزندِ تو کاشکی ما تا آخر یک نوکر بمونیم ماها یتیم و بینوا ما سائلیم ای هَل اَتی در وا کن نگذار ما پشت در بمونیم از ما راضی بشی خدا هم از ما راضیه میگه تا زهرا راضیه، نمیسوزونم نوکراشو از ما راضی بشی علی بغل وا میکنه میگرده پیدا میکنه یکی یکی ما شیعههاشو مادرم فاطمه...