نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ذبحوک بنی قتلوک و من ماء عذب منعوک اینا دیدن غریبی ته گودال بنی ترکوک صعلوک وسط گوداله یکی نیست که به دادش برسه آره خیلی تنهاست بمیرم که غریب و بی کسه خواهرش میبینه توروخدا نزن دیگه بسه سیدناالعطشان آه سیدناالعریان آه سیدناالعریان آه آه آه چرا انگشت و انگشتر نداری؟ چرا بر تن حسین جان سر نداری؟ سرت رفته سر نیزه عزیزم بمیرم من مگه مادر نداریگ سرتو رو نیزه تنتو زیر سم مرکبه وسط گودالی تو دلمه اضطراب و واهمه اگه اهل عالم بمیرن از غمت بازم کمه سیدناالعطشان آه سیدناالعریان آه سیدناالعریان آه آه آه
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد