نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دیدی از غصّه و غم خسته و مالامالم آمدی باز خودت زود به استقبالم از وفایت چه بگویم که شبیه مادر هر کجا رفتهام و آمدهای دنبالم مرگ همسایه و اقوام مرا زنده نکرد بسکه با حرص و طمع در طلب آمالم از سیه رویی و احوال بدم هیچ مپرس شرمسارم چه بگویم به همان منوالم چه گرفتاری و بیماری سختی دارم شب شب وقت مناجات و دعا، بیحالم نظری کن که فقط جَلد نجف باشم و بس نکند گم بشوم مُهر بزن بر بالم بیعلی هر دَم و هر بازدمی معصیت است با علی حکم عبادات گرفت اعمالم سفر کربُبَلا تذکرهاش با زهراست آه مادر چه شده تذکرهی هر سالَم من همان سینه زن داغ حسینت هستم که پریشان شده از تشنگیاش احوالم کاش بودم به کنارش که تنش پا نخورد سالها گریه کن آن بدن پامالم کاش بودم که به او این همه نیزه نزنند یاد آن جسم مقطع شده در گودالم کاش بودم که شَوَم غارت و غارت نشود داغدارِ تن غارت شده در جنجالم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد