
دوباره می ریزه از چشام اشک دونه دونه که باز امشب روی پیرهنت لخته های خونه چی می شه وا شه چشای بستت سر و بذارم رو دست خستت داری می سوزی توی تب بازم شبونه ببین چشمام حال گریه داره آخه چشمات دیگه جون نداره حرفی بزن از جای زخم تازیونه نشستم با دل شکستم تا مگه ببینم شده تو خواب باز رو دامنت میام می شینم یه شب نگاهی به خواهشم کن دلم گرفته نوازشم کن الهی دیگه غرق خون تو رو نبینم واسم مادر حال خوش نمونده نفسهات باز توی سینه مونده پرپر مزن بر دست من زخمی ترینم ببین چشمام حال گریه داره آخه چشمات دیگه جون نداره حرفی بزن از جای زخم تازیونه