نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

در خودم مانده بودم و ناگاه تا به خود آمدم محرم شد چشم بستم درون خود باشم کربلای غمش مجسم شد رشتهی اتصال ما و حسین نخ پرچم سیاه هیئت بود شهدا خوب یادمان دادند کربلایی شدن به همت بود یاد آنان که در سیاهی شب ماه بودند و رو سپید شدند خوشبهحال رفیقهامان که پای این حرفها شهید شدند خبری آمد و نسیم انداخت از لب حوض خانه گلدان را چند وقتیست خوب میفهمد شهر من غربت شهیدان را خیره ماندم به نام سرخ شهید راز سربند کوچه سربستهست زمزمه میکند در گوشم کوچهی بیشهید بن بست است خط به خط جبهه جبهه خون دادیم گام اول شروع هم عهدیست ما به فرمانده اقتدا کردیم گام دوم نماز با مهدیست گرچه منظور منتظر هستیم مرد میدان این مبارزه کیست پا گذارند پایشان گیر است داستان بزن و در رو نیست نسل تبت یدا ابی لهب است هر که با دست حق درافتاده همگی شاهدیم اسراییل به نفسهای آخر افتاده یک اشاره به ما کنی کافیست نقشهی مرگ دشمنان سادهست امر امر شماست اقاجان دست ما روی ماشه آمادهست صلح با شمر تا ابد ممنوع درس عباسها مذاکره نیست حال ما وصف خیبر و بدر است شیعه امروز در محاصره نیست در یمن شام کربلا بحرین شور حب الحسین یَجمَعُناست از همین اتحاد معلوم است روزهای زوال آمریکاست اگر امسال با دعای شما به حرم ساه عشق راهم داد در کنار عمودها در راه جایتان یک سلام خواهم داد یک قدم مانده تا سپیدهی صبح آخرین روزهای تاریک است آمده در زبور بعد از ذکر اندکی صبر صبح نزدیک است شیعه با کربلا بزرگ شده مقتدای شهید بی کفن است خون مظلومها اثر کرده رد پای ظهور در یمن است صدر اخبار میشود روزی آفتاب ظهور سرزده است کعبه یک صبح جمعه میبیند آموزگار حسین آمده است چه حسینی که ظهر عاشورا پر شد از تیر و نیزه دور و برش چه حسینی که سر به نی داد و زیر بار ستم نرفت سرش تکیه بر نیزهی غریبی داد وسط یک سپاه تنها شد تا زمین خورد داخل گودال پای دشمن به خیمهها وا شد دور او پر شد از دو صد کینه دشمنش تا رسید هلهله کرد بدنش قطعه قطعه شد اما با خدای خودش معامله کرد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد