خودم بامادرت دارم قبرتو بادست می‌کنم

خودم بامادرت دارم قبرتو بادست می‌کنم

[ محسن عراقی ]
خودم با مادرت دارم، قبرتو با دست می‌کنم
(چجور ازت دلم بکنم؟) ٢

خیال می‌کردم که عصای دست مادرت می‌شی
بگو که با چه خواهشی می‌شه که باز زنده بشی

مادرت عزاداره، بابات شده بی‌چاره
صورتت رو می‌بینه، حالا آخرین باره

صورتت چه معصومه، عمّه روضه می‌خونه
چشماتو نگاه کردم، تا ابد دلم خونه
*
هنوز جلو چشای من خنده‌های آخرته
(کنار من مادرته) ٢

خنده‌هات آرزوم بود و خنده به گور می‌برم
ولوله شد توی حرم، آرزو به گور می‌برم 

لخته خون رو رگ‌هاته 
روی سینه‌‌ام جاته 
می‌خندی هنوز واسه‌ام 
این عزای باباته 

رگ‌های تو شد صد چاک 
اون حرومیِ ناپاک 
تا سهمشو برداره 
نیزه می‌زنه رو خاک

نظرات