نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

یه خم به ابروت نمیاری حسینی تو مرد پیکاری تو طعنه از بیکسی خوردی غریب نیستی زینبو داری تو برام نفسی توی دنیا کسی نیست به آقایی تو من شریک غمم هدیه های کمم نذر تنهایی تو دلخوشیم به همینه وسع زینب همینه خواهرتو چجوری بشینه تو خیمه غماتو ببینه نرفته این غربت از یادم همه هستیمو به تو دادم میگن تیر به پهلوشون خورده یهو یاد مادر افتادم گریهمون یادته غسل خون یادته چه غریبونه جون داد بابا رنگش پرید وقتی به پهلو رسید رفتش از حال و افتاد بغض زبئونم رو بسته عمه جونم نشسته وای چقدر خاطرات بدی دارم از پهلویی که شکسته
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد