نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

شیر نر جنگ جمل حسن ... پدر احلی من عسل حسن ... وقت معرفی ابو تراب ، فریاد می زد انا اباالحسن ... رو سربند سر قاسم زدن عشق ... حسن مولا ، حسن آقا ، حسن عشق ... میره میمنه ، می جنگه میره میسره ... توی معرکه می کنه کارو یکسره ... مو به مو جنگیدنش مثل حیدره ... حسن جانم ، جانم جانم جانم ... ***** صلی الله علیک یا حسن ... تکرار شاه لافتی یا حسن ... داده دستور رزم قاسمو ... فرمانروای کربلا حسن ... جای اسمش همه عالم میگن عشق ... حسن مولا ، حسن آقا ، حسن عشق ... اون که می بره تو جمل بالا بیرقو ... زنده می کنه قاسمش یاد خندقو ... که به طرفة العینی زد سر ازرقو ... حسن جانم ، جانم جانم جانم ...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد