نذار که نوکرت آقا محتاج هر نامرد باشه
سید محمدرضا نوشهورپسندیدن48
بازدید7.9K
نذار که نوکرت آقا، محتاج هر نامرد باشه من روضههاتو گرم کردم، نذار که خاکم سرد باشه زمزمهی لبم تو قبر روضه و مرثیه میشه اونقدر میگم حسین قبرم عین حسینیه میشه من گریه میکنم برات، مادر تو غم نخوره گیرم که این گریهها تو محشر به دردم نخوره زنجیر زدم برات که محشر، دستامو با زنجیر نبندن میگن فقط که گریه کن هان، تو غربت محشر میخندن دور و بریهای تو محشر، پیش خدا خیلی عزیزن خوشبخت اونهایی که واسه گریه کنات چایی میریزن دنیا برای نوکری، واللهِ کوتاهه حسین من تازه کار دارم باهات، این اوله راهه حسین بار غم تو رو باید خدا رو شونههاش بگیره قربون روضهخونی که تو روضهها صداش بگیره من آرزو دارم قیامت ببینمت سیراب باشی به من میاد نوکر باشم به تو میاد ارباب باشی با دست خالی اومدم خالی نکن پشت منو خیلی بدم اما بدون فکر حرم کشته منو اصلا بزار وقت بگذاره این روضهها سخت بگذره اصلاً بذار دیر شه روضه نفسگیر شه تو روضهی گودال نوکرِ تو پیر شه مگه از گودال دَرِت آوردن که من از گودال در بیام آقا دوست دارم وقتی کربلا هستم، دور مقتل بیشتر بیام آقا عذاب کردنت منع آب کردنت شبیه گندم ری آسیاب کردنت به خون گلو خضاب کردنت شبیه گندم ری آسیاب کردنت روضه باید سر بسته باشه کاشکی شمر از روی سینه پا شه خب علمدار حالا که جاشه میزنه ضربه تا سر جدا شه این روضهها سخته، این روضهها بازِ رویِ تنت رفتن با نعلهای تازه