
تپش های دل من نذر تو مزرعه سرسبز جان از بذر تو شد دل دسداس هم پابست تو مفتخر از بوسه ای بر دست تو ای تبسم آرزومند لبت ای سحر مست از مناجات شبت جا نمازت ای بهشت خانه ام برده دل از خشت خشت خانه ام خانه ی ما گر چه از خشت است و گل خشت روی خشت نه دل روی دل خانه ی ما بلبل صدق و صفاست فاش گویم خانه ی عشق خداست خاک آن را شسته آب سلسبیل گرد آن را رفته بال جبرئیل نورها از پرتو روبند توست آفتاب خانه ام لبخند توست نورها از پرتو روبند توست آفتاب خانه ام لبخند توست تا تو هستی کعبه ی کاشانه ام کعبه می گردد به دور خانه ام حیف شد این خانه را آتش زدند با کبوتر لانه را آتش زدند