نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

تو دلمه مِهرِ مادرونهات که مثلِ بارونم با گوشهیِ چادرت میگیری اشکامو از گونهام دست میکِشی رو سرم که انگار پسرتم، مادر به اینهمه لطف و مهربونی، همیشه مدیونم (مادرونه هوامو داری میونِ هیئت)۲ (منو میبینی تویِ روضه به چشمِ بچهات)۲ تو مادری، من بچهاتم چه خونوادهای دارم اینجا وقتی تو باشی مادرم پس میتونم بگم حیدر بابا تو مادری، من بچهاتم پشت و پناهمی تویِ دنیا اسمت گره وا میکنه جونم فدایِ اسمت یا زهرا یا فاطمه، یا فاطمه ... ***** گم شده بودم تو دنیا بیتو تویِ شبِ ظلمت وقتی که راهو بلد نبودم، به تو دادم زحمت آره مثلِ بچهها گرفتم چادرتو، مادر با تو راه افتادم و رسوندیم دَمِ دَرِ هیئت (از تو ممنونم، اینکه هستم به زیرِ دِینت)۲ (که گذاشتی دستِ منو تو دستِ حسینت)۲ ممنونتم، مدیونتم عمریه ساکنِ این درگاهم تو بهم عنایت کردی که من نوکرِ اباعبداللهام ***** الگویِ حُجب و حیا و فوقِ همهیِ باورها به فدایِ ساحَتِ تو مادر، همهیِ مادرها چادرِ تو مثلِ یه پناهه، آره یهجور هدیهست چادرِ تو بهترین حجابه واسهیِ دخترها (آره هر دختری که رویِ سرش حجابه (این خودش تویِ این زمونه یه انقلابه)۲)۲ هر دختری که با توئه این یعنی عشقتو باور کرده به نیتِ لبخندِ تو از رو علاقه چادر سَر کرده
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد