نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

تقصیر ماست آقا از تو خبر نداریم حتی به خیمه تو راه گذر نداریم شرمنده ایم اگر که در محضرت فقیریم چیزی برای عرضه جز چشم تر نداریم ما را ببخش اینقدر بی تو خوشیم مولا اصلا برای دوری خون جگر نداریم تو همنشین مایی ما هم همنشین اغیار حال گناه داریم اشک سحر نداریم دستی بکش سر ما هر چند روسیاهیم ماغیر خانهی تو جایی دگر نداریم مانند کودکی که دستش به دست باباست تا به خود قیامت دست از تو برنداریم این روزهای دوری دلتنگ کربلاییم اما هزار افسوس اذن سفر نداریم آه از همان زمان که خواهر ز روی تل گفت ما را ببین برادر معجر به سر نداریم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد