
به اربابم خدایا، چه جور بگم برادر به زاده های زهرا، چه جور بگم برادر مگه یادم می ره، كه مادرم كنیز زهراست مگه یادم می ره، كه اربابم عزیز زهراست مگه یادم می ره، غروبای تلخ مدینه مگه یادم می ره، شكفتن گل روی سینه مگه یادم می ره، كه پهلوتو چه جور شكستن مگه یادم می ره، كه بازوتو چه جور شكستن *** گرفتم دامن مولای خود در دست و می گفتم بزن دشمن كه من دست از امامم بر نمی دارم