نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

حسین وااااا... برادر جان بی تو در دل صحرا شده تنها خواهرت گل زهرا به زخمتنت روی ریگ بیابان به اشک دل و سوز آه یتیمان خدایا از این غم چه چاره کنم حسین واااا... تنت بی سر مانده در دل صحرا سرت هر دم روی نیزهی اعدا کند گریه خواهر تو به هر شب شده محمل جای روضهی زینب حسین واااا... به شهر شام در هجوم نظرها کند خنده دشمنت به غمها زند سیلی دشمنت به رخ من دلم خون است از جسارت دشمن حسین... خداحافظ ای برادر زینب به خون غلطان در برابر زینب چون چاره نیست میروم و میگذارمت ای پاره پاره تنت، به خدا میسپارمت
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد