
بانوی باوقار، دخت علوی تبار ای وارث ذوالفقار (زینب زینب)۳ استاد سخن، کوفه رو به هم بزن ای حیدر بت شکن (زینب زینب)۳ زنده کرده یاد علی رو باز مرحبا بانوی حماسه ساز پیچیده صوت حیدر توی شهر گفتند: این زینبه یا شیر حجاز؟ زمین و زمان از حرکت افتاده کوفه دست اولیاء حضرت افتاده روی منبر چنان خطبه خوانده که إبن مرجانه به لکنت افتاده (عمّه جان یا زینب، عمّه جان یا زینب)۲ روح مباهله، پیروز مجادله، ای حیدر قافله (زینب زینب)۳ واجب الاحترام، پرچمدار قیام فاتح کوفه شام (زینب زینب)۳ شده موندگار کلّ خطبههات، لرزیده مسجد از نطق رسات همه دیدند توی کاخ اُموی له شده بنی امیّه زیر پات دور محملت حلقهای از نوره دست نامحرم از معجرت دوره با طوفان توی شام ثابت شده با تو معنی میشه لفظ اسطوره عمّه جان یا زینب، عمّه جان یا زینب